نسخه PDF کتاب "حکمت و حکومت" نوشته: مهدی حائری یزدی
(نظریه های جنبش سبز ایران)

بنام خدا
عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.
صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.
قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند
و جهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.
چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.
شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت.
آقای خامنه ای،
که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟
ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده
وصال دولت بیدار ترسمت ندهند
که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده
درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم. "زان یار دلنوازم شکری است با شکایت." نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که "حرمت نظام هتک شد" و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید.
شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانهای دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند.
"پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن،" قصه جمهوری ولایی شما بود. و اینک خدا را شکر که پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده کردند.
ادامه مطلب ...
رضا جمالی
به اعتقاد بسیاری از روشنفکران دینی و جامعهشناسان، برخوردها و سرخوردگیهای مذهبی در دو دههی گذشته در ایران، بیشترین تغییر و تحول را در بینش اعتقادی ایرانیان به وجود آورده است.
چند سالی است در ایران و خارج از ایران، موجی از بیدینی و یا تغییر مذهب از اسلام به دیگر ادیان، مشاهده میشود. به طور کلی، اقلیت مسیحی را در ایران، به دو بخش تقسیم میکنند که یک بخش آن اقلیتهای آشوری و ارمنی هستند و بخش دیگر آن نومسیحیانی هستند که از اسلام به این دین گرویدهاند.
به گفتهی گروهی از مبلغان و کارشناسان مسیحی در اروپا و آمریکا، ایرانیان، بزرگترین گروهی هستند که در میان مهاجران مسلمان به مذهب مسیحیت گرویدهاند. در اروپا و آمریکا شاید بتوان به جرأت گفت که تنها نومسیحیان مهاجری که کلیسای مخصوص به خود را دارند، ایرانیان هستند.
البته در این میان،میباید انگیزههای گوناگونی را در این گرایش و تغییر بینشها قائل شد؛ سرخوردگی از مذهب سیاسی در ایران، عدم موفقیت هادیان مسلمان در پاسخگویی به عقلهای پرسشگر و در صحنهی جهانی، ظهور نوعی اسلام افراطی در قالب گروههایی مانند طالبان و القاعده ونیز تبلیغات و امکانات وسیعی که در زمینهی ترویج دین مسیحیت در جهان وجود داشته و دارد، در این گرایش بیتأثیر نبوده است.
بر اساس منابع خبری گوناگون، در داخل ایران، گرایش به مسیحیت و آیین زرتشت، همچنان رو به افزایش است.
ادامه مطلب ...
آرش نراقی
موضوع گفتار من در اینجا نقد اخلاقی نظریه ولایت مطلقه فقیه است. در واقع ادعای من این است که نظریه ولایت مطلقه فقیه نهایتاً به نوعی "فایده گرایی لگام گسیخته" می انجامد که با بی اخلاقی فاصله ای ندارد.
۱. دو قرائت از نظریه ولایت فقیه
نظریه ولایت فقیه به روایت آیت الله خمینی مبنای نظری و عملی جمهوری اسلامی بشمار می رود و دست کم دو قرائت مهم یافته است. در اینجا مایلم به اختصار ارکان این دو قرائت را بیان کنم، و سپس قرائت دوّم را که همان نظریه ولایت مطلقه فقیه است از منظر اخلاقی مورد بررسی قرار دهم.
قرائت نخست: آیت الله خمینی این قرائت را سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در ایام تبعید در نجف ارائه کرد. برخی از مفروضات مهم این قرائت را می توان به قرار زیر برشمرد:
(۱) مطابق این قرائت، فقه کامل است، یعنی می تواند برای تمام مشکلات بشر راه حل ارائه کند.
(۲) وظیفه حکومت اسلامی چیزی نیست جز اجرای احکام شریعت. به بیان دیگر، تأسیس حکومت اسلامی و مهمترین نقش آن چیزی نیست جز اجرا و تحقق احکام شریعت یا فقه.
(۳) بنابراین، حاکم اسلامی باید متخصص در علم فقه، یعنی فقیه، باشد. حکومت از آن فقیهان است.
(۴) وظیفه حاکم اسلامی، یا ولی فقیه، فهم و اجرای شریعت است، نه چیزی بیش از آن. به بیان دیگر، ولایت از آن فقه است نه ولی فقیه.
ادامه مطلب ...
منصور پویان
میشل فوکو (1984 ـ 1926) رویکرد ِنوینی از نظر ِفلسفی و جامعه شناسی ارائه می دهد که در بررسی مساله جنسیت و در امر حجاب اجباری می توان از متد او اسنفاده کرد. فوکو به خاطر نظریاتش درباره جامعه، سیاست و تاریخ، از سرشناس ترین متفکران قرن بیستم و از زمرۀ مطرح ترین رهبران ِ نظری پسا ساختگرائی و پست مدرنیته محسوب می شود.
این مقاله بر آنست که نشان دهد که درآمدهای بالای نفتی در ایران، هیچ گونه ربطی به نابرابریهای جنسی و جنسیتی ِزنان ندارد. برخی را این تصور است که درآمدهای بادآوردۀ نفتی، موجبی ست برای رفاه و خانه نشینی ِزنان در کشورهای نفت-خیزِ خاورمیانه. آنها مدعی اند که اقتصاد ِنفتی، زنان را از کار و از رقابتهای اجتماعی در جهت ِاستیفای حقوق و امتیازات معاف و مبرا می سازد. لذا، زنان در آن کشورهای اسلامی که از منابع نفتی بهره مندند، نیازی به کار و تامین ِدرآمد برای خانواده ندارند. از نقطه نظر ِآنها، رفاه ِمادی، زنان را خانه نشین و تحت ِانقیاد مردان در می آورد. در این راستا، نابرابریهای اجتماعی؛ اعم از جنسی و جنسیتی، عاملی زادۀ عوامل ِزیربنائی و اقتصادی قلمداد می شود.
ادامه مطلب ...
احمد فعال
چگونه به موجب مرامهای تقدمساز احساسات آدمی به لختی میگراید؟
وقتی از نگاه ظریف بین معناشناختی و زیباشناختی و انسانگرایی به بعضی از رخدادهای سادهای که در جامعه حادث میشوند نظر میاندازیم، معنا و زشتی و زیباییهای بسیار میبینیم که از نگاههای دیگر چنین به نظر نمیرسند. گاه بعضی از حوادث ساده، دنیایی از شور و «اشتیاق به زندگی» در انسان بوجود میآورد و گاه بعضی از حوادث بسیار ساده دیگر، سرتا پای وجود انسان را چنان سرد و فسرده میسازند که احساس زندگی را در آدمی فلج میکند. در جهان اطلاعاتی امروز، هیچ رخدادی نیست که حامل بار اطلاعاتی درخوری نباشد. تنها رسانهها نیستند که دکمه اطلاعات را در روز و هر روز میفشارند. گاه سادهترین رخداد در زندگی، گزارشگر اطلاعات سرشاری هستند. نکته با اهمیت، نوع رابطه اطلاعات با انسان و نوع فعال شدن عقل در برابر پیامدهای اطلاعاتی است. از دید عقل ابزاری یا عقل اسطوره شده، اطلاعات و رخدادها تنها در دستگاه ذهنی ترکگذاری میشوند، اما از دید عقل آزاد، بعضی از اطلاعات و رخدادها چنانند که روح و وجدان آدمی را هدف قرار میدهند. از صفحات حوادث گرفته تا صدها نمایش تصویری در فضای مجازی و تا صحنههایی که روزانه در پیادهروهای خیابان به چشم میخوردند، اطلاعاتی وجود دارند که مستقیم با روح و وجدان انسانی برخورد دارند. وقتی یک کودک فقیر در سرمای زمستان یا گرمای تابستان با چهرهای تکیده و نگاههای محروم زده، در گوشه خیابان مشاهده میشود، چگونه بدون ترک خوردن وجدان، تنها به منزله اطلاعات اقتصادی، یا اجتماعی بر ذهن ترکگذاری میشوند؟ آیا وجدان انسانی در برابر دیدههای خود، چه پاسخی خواهد داد؟
ادامه مطلب ... 
مقصود فراستخواه
مقدمه
روشنفکری دینی، نوعی تفکر دورة گذار است، به گونهای که اگر در دهههای اخیر تاریخ معاصر ایران، تحولات واقعی گذار سنّت به تجدد در میان نبود، روشنفکری دینی اساسا سالبة به انتفای موضوع میشد. مفهوم روشنفکری دینی از تقلاهای عاملان انسانی در برزخ میان دنیای قدیم و جدید بر ساخته شده است. این جماعت، پایی در دنیای قدیم و سودایی در دنیای جدید دارد و از همین رو عمدتا در منطقة خاکستری، به تولید و مبادلة مفاهیم و کلمات میپردازد و به همین دلیل گفتارهایش حداقل برای دیگران، معمولا ابهامآلود و پیچیده و تناقضآمیز مینماید. روشنفکران دینی گسست معرفتی کامل میان دنیای قدیم و جدید را در پیش نگرفتهاند و روش دوگانة گسست و پیوست اختیار کردهاند. آیا این کار علت داشت یا دلیل؟ به نظر میرسد بیشتر معلول سوابق تربیتی و تیپ فکری یا شخصیتی و علایق و روابط آنان بوده است، هر چند طبعا کمی هم دلیل برای آن دست و پا کردهاند. روشنفکری دینی از این جهت که مایل به گسست است، به استقبال نقد و تجدد میرود و از آن حیث که متمایل به پیوست نیز هست، جانب سنت را هم نگه میدارد. به همین دلیل به جای دور زدن سنت، نقد همدلانۀ آن را در پیش میگیرد. در این نوشتار برای نمونه، یک نقد مفهومی و یک نقد زمینهای ؛ هردوبه اختصار، دربارۀ کاروبار روشنفکری دینی در ایران معاصر به عمل میآید.
ادامه مطلب ...

مرتضی مردیها
افراد و اطواری که ذیل عنوان روشنفکری دینی شناحته شدهاند، به دو قسم منقسم میشوند: روشنفکری و روشنفکران دینی لیبرال و روشنفکری و روشنفکران دینی چپ. بعید البته نیست کسانی خود یا دیگرانی را بیرون از این دو قسم بشمارند، و ضمن حفظ مؤلفههای روشنفکری و دیانت، مقسم چپ و راست را نالازم یا ناکافی به شمار آورند؛ تردید نیز نیست که این دو قسم در تاریخ روشنفکری دینی موجود بوده است، ولو کسانی خود را وراء آن بنشانند. این دو عنوان، عادتاً، مهم و مشهور بودهاند و سخن ما نافی قسم یا اقسام دیگر نیست. نیز بر این نکته واقفیم که عمومِ این تعابیر، از دینی و روشنفکری تا لیبرال و سوسیال، اگر مورد جراحی مفهومی و تحدید حدود معنائی قرار گیرند، به مناقشات احتمالاً پایانناپیدایی درمیافتیم، که گرچه قطعاً خالی از منافعی نیست، اما بسا که معضلات بیشتری طرح کند تا حل. لذاست که ترجیح میدهم در این بحث موجز، بنا را بر دریافتهای عادی و عملی از این واژهها بگذارم.
ادامه مطلب ...
آخرین کتاب دکتر کاظم علمداری
چرا اصلاحات شکست خورد؟ why Reforms Fail
(نقدی بر عملکرد هشت ساله اصلاح طلبان در ایران)

قیصر کللی
از بدو تمدن بشر دسپوتیسم به عنوان یکی از ابداعات و پدیده های جامعه بشری سربرآورد و بخش حداکثری مردمان جوامع در چنگال بخش حداقلی قریب به اتفاق به انحصار و استثمار درآمدند. از همان لحظه تاریخی که دسپوتیسم در اشکال بدوی، خود را بر جوامع و قبایل تحمیل می کرد تفکرات و جنبش های بدوی آزادیخواهی نیز در میان انسان ها شکل گرفت. تفکرات آزادیخواهانه در مسیر تاریخ به خود صورت تکوینی گرفت و با شروع هزاره اول پیش از میلاد رفته رفته از حالت انتزاع خارج شد و جامه عمل به خود پوشید. اولین نمود فعلیت دموکراسی را می توان در سده های نهم و هشتم پیش از میلاد در جامعه یونان باستان شاهد بود. اولین آثار مکتوب درباره دموکراسی توسط فیلسوف شاعرهای سده های مذکور1 بر جای مانده که بیشتر در قالب شعر بیان و مکتوب شده اند. اما همین آثار و دیدگاه های آزادی طلبانه باعث به وجود آمدن دولت شهرهای یونانی شد. ذات تاسیس دولت شهرها ریشه در تفکرات استقرار دموکراسی داشت. هرچند تمامی دولت شهرها کشور یونان را تشکیل می دادند و همه درون مرز کشور یونان قرار داشتند اما هر دولت شهر از لحاظ نظام سیاسی و حدود و ثغور ارضی مستقل و محدود به مرز خود بود. معروف ترین دولت شهرهای یونان باستان آتن و اسپارت بودند که دو نظام سیاسی متفاوت بر آن دو جامعه حکمفرما بود. نظام سیاسی حاکم بر آتن دموکراتیک بود اما نظام حاکم بر دولت شهر اسپارت نظامی دسپوتیست بود که گاه به صورت «اتوکراسی» (نظام استبدادی فردی) و گاه به صورت نظام بسته «الیگارش» (چندنفره) اداره می شد.
ادامه مطلب ...

مصاحبه کامبیز سلطانین با دکتر محمود سریع القلم
مفهوم کانونی نظریات دکتر محمود سریع القلم در خصوص توسعه سیاسی و دموکراسی در ایران، «اجماع فلسفی» در میان نخبگان سیاسی کشور است چرا که وی بر این باور است که ساختارها اعم از سیاسی و اقتصادی محصول اجماع فلسفی هستند. هر چند که این استاد دانشگاه شهید بهشتی اصلاح ساختارها را برای تحقق فرهنگ سیاسی، عقلایی امری ضروری تلقی می کند با این حال چنین تحولی را در گرو اجماع فلسفی نخبگان فکری و سیاسی می داند.تاکید بیش از حد وی بر اصلاح خصوصیات رفتاری اشخاص به عنوان پیش زمینه ای برای توسعه پایدار به نظریات وی رنگ و بویی عرفانی می دهد و مخاطب را در وهله اول به یاد آموزه های عرفای ایران و حتی بودا و کنفوسیوس می اندازد. این استاد دانشگاه که حدود بیست سال است در خصوص مسائل توسعه مشغول تحقیق و تدریس است در عین حال این مساله را انکار نمی کند که لازمه تولید ثروت در یک جامعه، تعریف دیگر گونه ای از انسان و هستی است که الزاماً با چارچوب ارزشی دین اسلام منطبق نیست. تاکید سریع القلم به اصلاح فرهنگ سیاسی و اجتماعی افراد و از سویی دیگر تاکید وی بر تعریفی مبتنی بر مفهوم لیبرالیسم از انسان و هستی به عنوان زمینه ای برای تولید ثروت و همچنین کم بها دادن وی به مساله تحلیل طبقاتی مراکز ثروت و قدرت در ایران (به زعم نگارنده) چالش محوری گفت و گوی ما با این استاد دانشگاه بود.
ادامه مطلب ...
ماجرای عشق پرسیدم ز عقل...
یاسر میردامادی
ماجرای عقل پرسیدم ز عشق / گفت معزول است و فرمانیش نیست (سعدی)
حالا این عقل ِ، به قول سعدی، معزول ِ بیفرمانْ در فضای آکادمیک غربی ادبیات مفصلی در تحلیل فلسفی عشق درست کرده است که بیا و ببین. این روزهای نفرتآلوده و اندوهاندود، که چک کردن اخبار سیاسی هر روزه غمی نو آرد به مبارکبادم، فرصتی دست دهد مینشینم و مدخل (درآیند) عشق از "دایرة المعارف فلسفی استنفورد"، که بی اغراق معتبرترین منبع فلسفی رایگان در اینترنت است، را میخوانم. مدخل روان و خوبی است و درآمد خوبی به ادبیات و مباحث فلسفی معاصر در تحلیل فلسفی عشق به دست داده است. به روبرت سالومون (Robert Solomon)، فیلسوف قارهای هگلشناس که یکی از فیلسوفان مطرح در تحیلی فلسفی عشق است و برای احساسات و عواطف ارزش معرفتی قائل است، هم بارها ارجاع داده است. سالومون فیلسوف مورد علاقهی آقای ملکیان و آرش نراقی است و نراقی مقالهای از او با عنوان "فضیلت عشق (اروتیک)" به فارسی ترجمه کرد که در شمارهی ویژهی عشق در مجلهی مرحومهی مدرسه چاپ شد. کتاب "معنویت برای شکاک، عشق اندیشمندانه به زندگی" (Spirituality for the Skeptic, The Thoughtful Love of life) سالومون را، که انتشارات آکسفورد در 2002 چاپ کرده است، از قرار معلوم استاد ملکیان به فارسی ترجمه کردهاند و امید است که به زودی احتمالا توسط نشر نگاه معاصر چاپ شود (کسی نسخهی اصلی این اثر را خواست ندا دهد برایش ایمیل میکنم). این اثر روایت و دفاعی از معنویتی یکسره سکولار (به قول خود سالومون "معنویت ِ طبیعیشده" naturalized spirituality) و نیز مدلی از معنویت است که علم جدید را جدی میگیرد (درست شبیه مشخصاتی است که معنویت ِ پیشنهادی آقای ملکیان در "پروژهی معنویت و عقلانیت" خود ایشان داراست).
ادامه مطلب ... 
مصطفی ملکیان
در ابتدای سخن دو سه نکتة مقدماتی را از آن جهت که لازمة ورود به بحث است ذکر میکنم، بدون اینکه برای آنها دلیلی اقامه کنم؛ چرا که دلیل هر کدام از آنها بسیار بسیار مفصلتر از آن است که در این سخنرانی بیاید.
مقدمة اول: جمع عقلانیت و معنویت
به گمان بنده اگر حیات طیبه (زندگی پاک) مصداقی داشته باشد، مصداقش حیاتی است که در آن میان «عقلانیت» و «معنویت» جمع و تلفیق شده. بنابراین در هر اوضاع و احوال و زمان و مکانی که باشیم به زندگیای نیاز داریم که در آن عقلانیت و معنویت، هر دو با هم، حضور داشته باشند نه ذرهای عقلانیت فدای معنویت شود و نه ذرهای معنویت فدای عقلانیت.
مقدمة دوم: مؤلفههای ذومراتب معنویت
معنویت دارای مؤلفههای هشتگانهای است که وقتی همة آنها با هم جمع شوند، از آن به زندگی معنوی تعبیر میکنیم. این مؤلفهها اموری ذومراتب هستند، ولی در عین حال حضور همة آنها برای معنوی شدن زندگی ضرورت دارد و اگر هر کدام از آنها مفقود شود نمیتوان زندگی را زندگی معنوی تلقی کرد. پس از آنجا که این مؤلفهها ذومراتبند، امکان دارد شما همة آنها را در رتبهای داشته باشید، من در رتبة دیگر،و شخص ثالث هم در رتبة سومی و… .
ادامه مطلب ...

جان رالز
ترجمه مصطفى ملکیان
در دو قطعه برگزیدهاى که در پى مىآیند، رالز هم از رویکرد کلى اش به عدالت، به عنوان یک شیوه تصمیمگیرى عقلانى، دفاع مىکند و هم از دو اصلى که نظریهاش را مشخص مىسازند.
قطعه نخست*
1. ممکن است، در نگاه نخست، به نظر آید که مفاهیم عدالت و انصاف فرقى ندارند و دلیلى براى تفکیک آنها از یکدیگر یا براى این قول که یکى از این دو اساسیتر از دیگرى است وجود ندارد. به گمان من، این تلقى اشتباه است. در این مقاله، مىخواهم نشان دهم که اندیشه اساسى، در مفهوم عدالت، انصاف است; و مىخواهم، از این نظرگاه، تحلیلى از مفهوم عدالت ارائه کنم. سپس، براى ایضاح قوت این ادعا و تحلیل مبتنى بر آن، استدلال خواهم کرد بر اینکه همین جنبه از عدالت است که سودگروى (1) ، در شکل جا افتادهاش (2) ، از توجیه آن عاجز است و، در عین حال، قول به قرارداد اجتماعى، ولو به نحو گمراهکنندهاى، بیانگر آن است.
در آغاز، مفهوم خاصى از عدالت را توضیح مىدهم و، براى این مقصود، دو اصلى را که آن مفهوم خاص را مشخص مىسازند بیان و شرح مىکنم و به بررسى اوضاع و احوال و مقتضیاتى مىپردازم که مىتوان تصور کرد که در آن اوضاع و احوال و مقتضیات این دو اصل تحقق یابند. دو اصلى که این مفهوم را مشخص مىسازند و نیز خود این مفهوم، البته، شناخته شده اند. لکن، با استفاده از مفهوم انصاف به عنوان یک چارچوب، این امکان فراهم مىتواند آمد که آنها را به طرزى نو گرد آوریم و مورد توجه قرار دهیم. ولى، پیش از بیان این مفهوم، مطالب تمهیدى زیر را باید در نظر داشت.
ادامه مطلب ...
نویسنده: طه محمدی مزینان
مقدمه
در سالهاى اخیر نظریه گفتمان در حوزههاى مختلف علوم انسانى کاربرد وسیعى یافته است. شاید بتوان مهمترین دلیل رشد این نظریه را نارضایتى از پوزیتیویسم، به خصوص در رشتههایى چون علوم سیاسى و جامعهشناسى دانست. رشد این نظریه همچنین تحت تأثیر چرخش زبانى در دهه 1970 و نظریههاى هرمنوتیک، نظریه انتقادى و پساساختارگرایى در دهه 1960 و 1970 قرار داشته است.
این نظریه بر نقش زبان در بازنمایى و نیز ایجاد واقعیت اجتماعى تأکید مىکند. بنابراین نظریه، دسترسى به واقعیت تنها از طریق زبان میسر است؛ اما بازنمایى واقعیت از طریق زبان هرگز بازتاب واقعیت از پیش موجود و عینى نیست، بلکه در این بازنمایى، زبان در ایجاد واقعیت نقش ایفا مىکند.
ادامه مطلب ...
دکتر محسن کدیور
اسلام یکی از ادیان زندة جهان معاصر است و بیش از یک پنجم ساکنان کرة زمین متدین به آن هستند. از سوی دیگر دمکراسی نیز یکی از مطلوبترین و رایجترین شیوههای ادارة سیاسی در دنیای معاصر است، تا آنجا که میزان تحقق آن در هر جامعهای شاخص توسعه یافتگی سیاسی آن جامعه محسوب میشود. غالب جوامعی که مسلمانان در آن اکثریت دارند با شیوة دمکراتیک اداره نمیشوند. بیشک نازل بودن نرخ دمکراسی در جوامع یاد شده معلول عوامل متعددی است. یکی از فرضیههای محتمل در این مورد ناسازگاری اسلام با دمکراسی است. (1)
از سوی دیگر مطالعة جنبشهای سیاسی اجتماعی مسلمانان در سدة اخیر نشان میدهد که دمکراسی در کنار استقلال، عدالت و آزادی یکی از خواستهای اصلی مسلمانان بوده است، در حالیکه جنبشهای یاد شده کاملاً صبغة دینی داشته عمیقاً از سوی بخشی از علمای مسلمان حمایت میشدهاند. تحلیل آرمانهای این جنبشهای سیاسی اجتماعی خبر از آن میدهد که در باور رهبران و فعالان این جنبشها تعارضی بین اسلام و دمکراسی نیست، و در زمان واحدی میتوان خواستار تحقق هر دو شد و جامعهای اسلامی و دمکراتیک توأمان داشت. (2)
ادامه مطلب ...
تحلیل کم نظیر اسلاوی ژیژک از رویدادهای پس از کودتای انتخاباتی ایران!
ترجمه : بهمن هاتفی
اسلاووی ژیژک، فیلسوف شهیر اهل اسلوونی و یکی از رهبران فکری چپ نوین در اروپا، از جمله کسانی بود که در روزهای گذشته زبان به انتقاد از حکومت و حمایت از معترضان ایرانی گشود.
ژیژک خود از منتقدان انقلابهای مخملی و پمپاژ ارزشهای غربی در جهان است. اما وی رخدادهای ایران را شبیه هیچ یک از انقلابهای مخملی نمیداند و برایش ارزشی کاملا متفاوت قائل است.
وی استاد جامعهشناسی در دانشگاه لوبلیانا در اسلوونی و مدرس میهمان بسیاری از دانشگاههای اروپایی و آمریکایی است. ژیژک در دهه ۱۹۸۰، یکی از مخالفان فعال حکومت کمونیستی در یوگسلاوی سابق بود.
----------------------
هنگامی که حکومتی خودکامه به بحران آخرین خود نزدیک میشود، مراحل اضمحلالش قاعدتاًً در دو مرحله اتفاق میافتد. پیش از فروپاشی نهایی، گسستگی اسرار آمیز به وقوع میپیوندد: به یکباره مردم در مییابند که بازی تمام شده است، آنها به سادگی دیگر نمیترسند. قضیه فقط این نیست که رژیم مشروعیتش را از دست میدهد، بلکه اعمال قدرتش به خودی خود به عنوان واکنشی از سر ناتوانی و ترس تعبیر میشود. همه ما با این صحنه کلاسیک کارتونی آشنایی داریم: گربه به پرتگاهی میرسد، اما به راه رفتنش ادامه میدهد، و این حقیقت را که دیگر زمینی زیر پایش نیست نادیده میگیرد؛ فقط هنگامی افتادنش آغاز میشود که به پایین نگاه میکند و ژرفای دره را میبیند. رژیمی که اقتدارش را از دست میدهد، شبیه همان گربه بالای پرتگاه است: برای افتادن فقط کافیست که یادش بیاندازید به پایین نگاهی بیاندازد...
در کتاب شاه شاهان، که شرح کلاسیکی از انقلاب خمینی است، ریژارد کاپوشینسکی لحظه دقیق این گسست را نشان میدهد: بر سر چهارراهی در تهران، هنگامی که پلیس بر سر تظاهرکنندهای داد کشید که حرکت کند و او از جایش تکان نخورد، پلیس شرمنده صرفاً از خیر او گذشت؛ یکی دوساعت بعد، همه تهران این داستان را میدانستند و اگرچه درگیریهای خیابانی هفتههای متمادی ادامه داشت، همه به نوعی میدانستند که بازی دیگر تمام شده است. آیا اکنون هم اتفاق مشابهی در حال وقوع است؟
ادامه مطلب ...
مصطفی ملکیان
با توجه به آنچه که در حوزه فرهنگی کشور ما و علاوه بی آن در حوزه مباحثات سیاسی و اجتماعی کشور ما میگذرد، خوب است که بحثی در مورد اخلاق و عالم تفکر داشته باشیم. بحثی درباره مداخله ای که اخلاق در قلمرو تفکر میتواند و باید داشته باشد. مداخله اخلاق در قلمرو تفکر، وقتی اثر خود را ظاهر میکند که نزاع در عالم تفکر پیش آید. هم چنین وقتی که متفکری بطور یگانه و تنها قصد میکند که در میان آرا و نظرات فراوانی که با آنها مواجه میشود، اتخاذ موضع بکند. بعضی را بپذیرد و بعضی دیگر را کنار بگذارد.
مقدمتا باید عرض کنم که اخلاق به مجموعه گزاره هایی گفته میشود که هم در ناحیه محمولشان خصیصه ای داشته باشند و هم در ناحیه موضوعشان. یک گزاره اخلاقی از هر گزاره دیگر غیر اخلاقی جدا میشود، به سبب خصیصه هایی که در ناحیه موضوع و در ناحیه محمول خود دارد. ویژگی گزاره های اخلاقی این است که در ناحیه محمولشان با یکی از این - تقریبا - ده مفهوم سر و کار دارد.یعنی اگر گزاره ای داشته باشیم که محمولش یکی از این ده مفهوم باشد، به شرط اینکه موضوعش هم به گونه ای باشد که بعدا خواهم گفت، این گزاره، یک گزاره اخلاقی است. محمول گزاره های اخلاقی، یکی از این - تقریبا - ده مفهومند: خوب، بد، درست، نادرست، باید اخلاقی، نباید اخلاقی، وظیفه، مسوولیت، فضیلت و رذیلت. درباره اینکه آیا میتوان این ده مفهوم را کمتر از این کرد یا نه؟ و آیا به بیشتر از این ده مفهوم نیاز هست یا نه؟ بحث های فراوانی در میان فیلسوفان اخلاق در گرفته است که مجال پرداختن به آن مباحث نیست. اما میتوان گفت که پس از این بحث ها و تبادل نظرهای مختلف، تقریبا نوعی وفاق یا اجماع فیلسوفان اخلاق، بر این ده مفهوم است.
ادامه مطلب ...
حبیب الله آقامحمدی
هگل در یکی از سخنرانی های خود می گوید؛ «فلسفه (به عنوان علم) ظهور تفکر آزاد است.»1 شاید بتوان از این گفته هگل استفاده کرد و فلسفه را «آزادترین نوع تفکر» تعریف کرد. فلسفه محصول حالتی است که انسان آزادانه می اندیشد و خود به نتایج ناخواسته می رسد؛ ناخواسته از آن رو که هیچ قصد قبلی نباید در به دست آمدن آنها وجود داشته باشد، نه از سوی ما و نه از سوی دیگران. از این رو لازمه فلسفه، آزادی است. فلسفه فرزند آزادی است، به این معنا که در یک محیط محدود و مقید نمی توان شاهد فلسفیدن به معنای واقعی بود. دو نمونه ملطیه و ایتالیا، شاهد بر این مدعا می توانند باشند.
+اولین نسل فیلسوفان را از ملطیه می دانند. ملطیه که شهر کوچکی در ترکیه است در قرون ششم و هفتم پیش از میلاد مهم ترین شهر ایونی به حساب می آمد. بندرگاه های این شهر پذیرای کشتی هایی بود که پیوسته در رفت وآمد بودند و هرگونه محصولی را حمل می کردند. به این جهت، روح اهالی ملطیه مثل هر جای دیگری که کار تجارت در آن پررونق باشد کمی از مذهب فاصله گرفته بود و می توانست با پشتکار بیشتری فعالیت های علمی و عقلی را دنبال کند.2
جهان بینی جدید در مقابل جهان بینی قرون وسطی براساس جریانی که آن را رنسانس می نامند از ایتالیا آغاز شد. بنابرگفته برتراند راسل «ایتالیایی ها در فرهنگ جدی بودند ولی در اخلاق و دین چنین نبودند».3
نگرشی جامعهشناختی بر اساطیر و نگاهی تحلیلی بر اسطورهی آفرینش در ایران باستان
مینو امیر قاسمی
مقدمه:
اسطوره نه به معنای داستانی واقعی با ابعادی غیر واقعی و فوق بشری، و نه به معنای کوششی ابتدایی برای تبیین جهان آفرینش؛ بلکه به معنای تجلّیگاه اندیشهی بشر و نوع شناخت وی از جهان، در دورهای خاص از تاریخ اندیشهی او به مثابه ارابهی عظیم، ارجمند و گرانقدری است که نه تنها شیوهی تفکّر و تعمّق زرّین بشر را نسبت به جهان به دنبال خود میکشد، بلکه حامل شیوهی زندگی مادّی و زمینی او نیز میباشد.
در این نوشته، از زاویههایی که ما به اساطیر خواهیم نگریست، جنبههای فلسفی و ادبی آن کم رنگ خواهد شد. برای ما جنبههایی از اساطیر حائز اهمیت خواهد بود که محل انعکاس زندگی اجتماعی قوم در دورهی خاص اساطیریاش میباشد.
چنین نگرشی به اسطوره، گرچه عظمت و زیبایی آن را درهم خواهد ریخت و اُبهت و شکوهش را فرو خواهد شکست؛ولی برای بررسی جامعهشناختی راهی جز این به نظر نمیرسد.
ادامه مطلب ...
حمید پارسانیا
اشاره
سنت اغلب، در مقابل مدرنیته قرار میگیرد و برای آن تعاریفی ذکر میشود. برخی از تعاریف از ناحیة کسانی است که در خارج از حوزة سنت قرار گرفته و بعضی دیگر مربوط به کسانی است که حیات و زندگی را در پرتو سنت معنا میکنند.
در تعاریف مدرن - سنت فاقد هویت معرفتی است و بیشتر شیوهای از عمل و زیست است که ریشه در عادات پیشین دارد و ناخودآگاه به آن عمل میشود، ولیکن در تعاریف دیگر سنت گرچه نوعی از عمل و زندگی است، راه و روش معرفت نیز میباشد. در این تعاریف سنت مشابهتی با منطق پیدا میکند، با این تفاوت که منطق مسیر تردد و آمد و شد دانش حصولی است و سنت طریق دانش شهودی و آگاهی متعالی دینی سنت شیوهای است که از متن معرفت و علم دینی طلوع میکند و سالکان خود را با سر و رازی که در متن آن حضور دارد، آشنا میگرداند و به همین دلیل سنت را پیوند ناگسستنی با علم دینی است.
ادامه مطلب ...
جورج زیمل
ترجمه شاپور بهیان
هر بخشی از سلوک و تجربه ما معنایی دوگانه دارد: این بخش حول مرکز خود می گردد و در همان حال در بردارنده آن ژرفا و دامنه و لذت و رنجی است که تجربه بی میانجی ارزانی اش می دارد. با این همه همچون سایر بخش ها ، جزیی است جدایی ناپذیر از سیر زندگی. این بخش نه تنها باشنده ای مشروط به موقعیت است بلکه جزیی است از یک ارگانیسم. هر دوی این جنبه ها در صورت بندی های گوناگون شان، ویژگی هر آن چیزی است که در زندگی رخ می دهد. رویدادهایی که از لحاظ تاثیرشان بر زندگی در کل، بسیار با هم متفاوت اند ، با این حال ممکن است به هم شباهت بسیاری داشته باشند یا ممکن است معناهای ذاتی شان مقایسه ناپذیر باشد، اما از لحاظ نقش هایی که درکل هستی ما ایفاء می کنند، از لحاظ قرار گرفتن شان به جای هم ، بسیار شبیه هم باشند.
ادامه مطلب ...

میشل فوکو
مترجم: کوروش برادری
• من با تأسی از پارهای گزینشهای روشمند تلاش کردهام «لیبرالیسم» را نه نظریه، نه ایدئولوژی ، و نه بههیچوجه شیوهای که جامعه در آن خود را به نمایش میگذارد، تلقی کنم، بلکه یک پراتیک، یعنی «شیوه عمل» که معطوف به هدف بوده و خود را ازطریق بازتابش پیگیر تعدیل میکند. بنابراین سزا است که لیبرالیسم را بهعنوان اصل و روش عقلانیسازی حکومتداری واکاویم – عقلانیسازی که، و این خصیصه آن است، از قاعده درونی اقتصاد بهینه فرمانبرداری میکند ...
ادامه مطلب ...

مصطفی ملکیان
یکی از وجوه اختلاف مهم انسان متجدد با انسان سنتی، آن است که انسان متجدد معتقد است هیچ عامل غیرمعرفتی در شناخت او از عالم واقع مؤثر نیست. اعتقاد انسان سنتی بر این است که در جریان شناخت جهان هستی، اعم از جهان طبیعت و جهان ماورای طبیعت (اگر در نظر او جهان ماورای طبیعتی وجود داشته باشد)، عوامل غیرمعرفتی هم دخیل هستند و مهمترین عامل غیرمعرفتیای که در جریان شناخت، دخیل است، مسألة گناه است. انسان سنتی معتقد است گناه در جریان شناخت اثر میگذارد و اینگونه نیست که یک انسان گناهکار و یک انسان بیگناه، یا یک انسان کمتر گناهکار و یک انسان بیشتر گناهکار، برداشت و استنباط واحدی از جهان هستی داشته باشند. وقتی انسان در مقام مواجهه با جهان هستی قرار میگیرد و درصدد بر میآید از این جهان هستی شناخت پیدا کند، در روند این شناخت و استنباط و برداشتی که حاصل میکند، گناهکاری یا بیگناهیاش هم دخالت دارد؛ این عامل، عامل کم اهمیتی نیست. البته خود گناه یک عامل معرفتی نیست؛ مثل سایر عوامل غیرمعرفتیای که پیش از این نام بردهام، گرچه خودشان عوامل غیرمعرفتی هستند، ولی در معرفت اثر میگذارند. ممکن است به یک پدیده بنگریم، ولی دو استنباط مختلف داشته باشیم و این دو استنباط مختلف معلول این باشد که شما کمتر از من گناه میکنید و من بیشتر از شما گناه میکنم یا شما اصلاً گناه نمیکنید و من گناهکارم. تأثیر گناه در شناخت، از اصول مسلم تفکر انسان سنتی بوده است. یکی از توابع هم این بوده که در اثر مسلم انگاشتن تأثیر گناه در شناخت، انسان سنتی در مقام آموزش و پرورش، خود را به لوازمی ملتزم میدانست و از مربیان و معلمان انتظار داشت در متعلم ویژگیهای خاصی را بپرورد تا آن متربی و آن متعلم، شناختی واقعیتر از جهان هستی پیدا کنند.
ادامه مطلب ...

متن سخنرانی امیل دورکیم
ترجمه ی سارا شریعتی
امیل دورکیم بنانگذار جامعه شناسی و یکی از مراجع مطالعه ی جامعه شناسی دینی است . مشهور ترین و مورد استناد ترین
نظریه ی دورکیم در این حوزه تمایز امر قدسی و امر دنیوی به عنوان فصل مشترک همه ی ادیان است.اما در این حوزه آنچه وکمتر شناخته شده است ، تعریف دین نه تنها به منزله ی یک نظام اعتقادی بلکه به یک منبع حرکت زای اجتماعی و آرمان پردازی جمعی است . منبعی که از پویایی درونی جوامع انسانی تغذیه می شود. مطلب زیر متن سخنرانی امیل دورکیم در آغاز سلسله کنفرانس هایی است که در زمستان 1914- 1913 به وسیله ی اتحاد آزاداندیشان و مومنان آزاده حول پنج محور برگزار شد و چندی بعد تحت عنوان احساس مذهبی در عصر حاضر انتشار یافت . مسائل مورد بحث در این کنفرانس ها عبارت بودند از :
ادامه مطلب ...
سالار اجتهد نژاد کاشانی
مقدمه
جریان غالب جامعهشناسی خود را دانشی میداند جوان، که با وجود نشأت گرفتن از فلسفه، همواره از بدو تولد سرگرم سختکوشی برای رسیدن به عینیت علمی بوده است. اما دانش اجتماعی همیشه برای رسیدن به عینیت علمی با مشکلات مضاعفی روبروست.
در دانش اجتماعی، محقق و دانشمند به عنوان یک انسان ناچار در مورد انسان و مجموعههای انسانی میاندیشد و معرفت میاندوزد. و نگاه انسان به انسان همواره ناخودآگاه مشمول قضاوتها، سوگیریها و احکام اخلاقی و ارزشی است. از همین روست که یکی از مسایل عمده و مهم مورد توجه جامعهشناسان از ابتدا، مسئلهی ارزشهای فردی و غیر فردی محقق و نقش آن در بررسی جامعهشناختی است.
این نوشتار درصدد است موضعگیری رهیافتهای مختلف مطرح در جامعهشناسی را در مورد ارزش در تئوری جامعهشناختی بررسی نماید.
ادامه مطلب ...
فرشید یاسائی
" .. در حالی که همه علوم دیگر پیشرفت داشته است، علم حکومت متوقف مانده و امروزه بهتر از سه یا چهار هزار سال پیش اعمال نمی شود.. "
جان آدامز ( رئیس جمهور آمریکا )
مقدمه:
مفاهیم اخلاق و آزادی و حقوق در شمارآن مباحث فلسفه سیاسی - اجتماعی است که می تواند ارتباط نزدیکی هم با روانشناسی اجتماعی داشته باشد. اهمیت و ارزش این مفاهیم به گونه ای است که در تمامی ادوار تاریخ حیات اندیشه سیاسی خود را بر اندیشه متفکران و انسانها تحمیل کرده است. نوشته حاضر در تلاش است تا در باب مناسبات اخلاق و آزادی و قانون و ارتباط آنان با یکدیگر تجسس کرده و با سنجش این مفاهیم با روحیات و ذهن فرد در جامعه، به طرح و آزمون این مدعا بپردازد که آیا اولویت آزادی بر اخلاق و حقوق می باشد یا برعکس .
ادامه مطلب ...

آرش نراقی
(۱)
حقیقت قدسی از ورای سکوت می تراود. قرآن در بیان داستان زندگی زکریا سکوت را نشانه ای از سوی خداوند می شمارد: قال ربّ اجعل لی آیة قال آیتک الّا تکلّم الناس ثلاث لیال سویّاً ... (مریم، ۱۰-۱۱). مولانا در اشاره به همین آیات است که می گوید:
زان نشان هم زکریّا را بگفت
که نیابی تا سه روز اصلاً بگفت
تا سه شب خامش کن از نیک و بدت
این نشان باشد که یحیی آیدت
دم مزن سه روز اندرگفت و گو
کین سکوتت آیت مقصود تو
هین میاور این نشان را تو بگفت
وین سخن را دار اندر دل نهفت (مثنوی، ۲/ ۱۶۷۸~)
پاره ای از مفسران گفته اند که آن سکوت خود نشانه خداوند بود، و پاره ای دیگر گفته اند که نشانه خداوند بواسطه آن سکوت بر زکریّا آشکار گردید. در هرحال، عارف در دل داستان زکریّا راز سکوت و نقش کارساز آن را در طریق معنا می خواند.
ادامه مطلب ...

آنى که زبان بىزبانان دانى
احوال دل شکسته بالان دانى
گر خوانمت از سینه سوزان شنوى
ور دم نزنم زبان لالان دانى
باسمه تعالى - عریضه مشروطهطلبان از زبان مشروطه بى زبان، به حضور انور حضرات آیات الله فى الانام حجج الاسلام - مد ظلهم العالى - که زبان لالان دانند. اهالى ایران که همیشه در زیر بار استبداد و حرکات خودسرانه سلاطین و حکام مضمحل بودند، جمعى از هشیاران هر طبقه و هر مملکت که درد را آشکار و علاج را در منع استبداد مىدیدند، کم کم معنا و لذت مشروطه را بر اهالى حالى کرده و آن مقدمات و نتایجبه عمل آمد که همه مىدانند.
در بدو امر، علماى اعلام پیش افتادند و اشخاص تقدم کردند که نزد حضرات آیات الله فى الانام، موثق و معتمد، بلکه نیابت نیز داشتند و در این اثنا، اشارت با بشارت از حضرات آیات الله نیز رسید و اسباب دلگرمى گردید و مشروطهطلبان پى مشروطه رفتند و در ثانى احکام مفصله و فتاوى صریحه، شرف صدور یافت و اسباب پشتگرمى زیادتر شد و ما مشروطهطلبان عقاید خودمان را درج کرده در این رساله معروض نظر شریف و محترم مىداریم و عرض مىکنیم:
ادامه مطلب ...
پیش شرط های معرفتی شهروند مومن یا سکولار برای "استفاده از خرد همگانی"

نویسنده: یورگن هابرماس
مترجم: مهدی استعدادی شاد
1- از سال های 1989 و 1990 بدین سو، روایت متن های دینی و گردهمایی های مومنان مختلف معنای سیاسی جدید و اهمیت غیر قابل انتظاری یافته است.(1). در این رابطه طبیعی است که نخست به یاد عملکرد بنیادگرایان مذهبی بیفتیم.
عملکردی که نه فقط در خاورمیانه بلکه در کشورهای آفریقا، جنوب شرقی آسیا و شبه قاره ی هند نیز جریان دارد و گاهی اوقات با کشمکش های قومی و ملی گره می خورد و زمینه ساز پیدایش گروه های تروریستی مختلفی در سراسر گیتی می شود. بواقع عناصرتروریست، کسانی هستند که خود را در چالش با خفت و خواری می پندارند که بزعم شان از دل برتری طلبی تمدن غربی برآمده است. با این حال تلقی یادشده یگانه عارضه ی پدیده بنیادگرایی نیست که شروعش در ایران بود.
ادامه مطلب ...
هانا آرنت (Hannah Arendt)
نخست مایلم دربارۀ مجادلات خشم آلودی که آتش آن را کتاب من: آیشمن در اورشلیم برافروخت سخن بگویم. مخصوصاً به جای استفاده از کلمه «موجب شد»،میگویم «آتش آن را برافروخت» زیرا بخش اعظم این جدلها درباب کتابی بود که هرگز نوشته نشد. پس نخستین واکنشم این بود که بنا بر ضربالمثل معروف اتریشی که «چیزی مضحک تر از این نیست که برسر کتابی بحث شود که هیچ کس نخوانده است»، کل ماجرا را فراموش کنم. اما ماجرا ادامه یافت و چون، به ویژه در مراحل بعدی، صداهای بیشتر و بیشتری نه فقط در حمله به آنچه هرگز نگفته بودم، بلکه به دفاع از من بلند شد، به فکرم رسید شاید این ماجرای موهوم، تنها یک جنجال یا سرگرمی نباشد و پای چیزی ورای «احساسات» در میان است، چیزی فزونتر از آن سوءتفاهمهای صادقانهای که گاه موجب گسست واقعی ارتباط میان نویسنده و خواننده میشوند و علاوه براین، متوجه تحریفات گروههای ذینفعی شدم که بیش از آنکه از کتاب من در هراس باشند از این میترسیدند که مبادا این کتاب وارسیهای بیطرفانه تر و دقیقتری را در باب دورۀ مورد نظر[حکومت نازی ها] برانگیزد.
ادامه مطلب ...